تبليغاتX

سپاهان گرانبها
.:. به وبلاگ هواداران باشگاه سپاهان اصفهان خوش آمدید .:.

وارث جديد بر بدهي‌ها مي‌افزايد؟


وارث جديد بر بدهي‌ها مي‌افزايد؟  

 

اختلاف نظر مديران سابق و فعلي باشگاه پرسپوليس عادت شده است.

 

 آنها براي وارثان خود بدهي به جا مي‌گذارند. نوبت به نوبت هم شيب مثبت بدهي را دنبال كردند تا نكند از قافله

 

عقب بمانند! حالا نوبتي هم باشد نوبت داريوش‌خان مصطفوي است. او هم آمده تا نقاب مديريتي باشگاه

 

پرسپوليس را بگذارد؛ نقابي كه او را كاملا پرسپوليسي نشان مي‌دهد. او الان روي صندلي داغي نشسته كه... .

 

مديريت باشگاهي با مرده‌ريگ بدهي، مديريت استراتژيك مي‌طلبد؛ هنر و علم تدوين، اجرا و ارزيابي

 

تصميمات؛ وظيفه‌اي چندگانه كه باشگاه را قادر مي‌سازد به هدف‌هاي بلندمدت خود برسد؛ البته اگر طرح‌ريزي

 

شده باشد؛ به عبارتي ديگر حيات يا مرگ باشگاه؛ ماتريسي كه اشتباه را نمي‌پذيرد.

 

 

بدهي هايي كه با ورود مدير عامل جديد،‌ سياست بيگانه‌اي را پيش رويش ديده. در آخرين سياست هم داريوش

 

مصطفوي اعلام كرده كه بدهي‌هاي پرسپوليس را با يك ميليارد وپانصد ميليون تومان هم مي‌توان پرداخت كرد!

 

جالب‌تر هم آنكه او ميزان كل بدهي‌هاي باشگاه پرسپوليس را سه ميليارد و هفتصد ميليون تومان اعلام كرده؛

 

درصورتي كه بعد از فصل نقل و انتقالات چيزي حدود 4 ميليارد به بدهي‌هاي قبلي اضافه شده. در شرايطي كه

 

حبيب كاشاني، مديرعامل پيشين باشگاه پرسپوليس رقم بدهي‌هاي باشگاه را بالاي 10 ميليارد تومان ذكر كرده

 

بود.

 

بدهي‌هاي پرسپوليس شامل مبالغ پرداخت‌نشده قراردادهاي بازيكنان هم مي‌شود كه در برخي موارد قدمت آن به

 

بيش از هفت سال باز مي‌گردد. با اين حال برخي كارشناسان معتقدند بدهي‌هاي بازيكنان، قسمت عمده بدهي‌ها

 

را تشكيل نمي‌دهد و باشگاه پرسپوليس به برخي سازمان‌هاي دولتي، هتل‌ها، آژانس‌هاي هواپيمايي،

 

اسپانسرهاي مالي و حتي يك شركت كانادايي كه سعي در برگزاري ديدار دوستانه ميان پرسپوليس و ديگر

 

باشگاه‌ها داشت، مبالغي عمده بدهكار است.

 

اما شايد اين يك ميليارد و نيم اعلام شده از سوي مصطفوي، مبلغي باشد كه اين باشگاه توانايي پرداخت آن را

 

دارد! بقيه آن هم به دوش سازمان تربيت بدني است كه علي آبادي تقبل آن را به‌عهده خواهد گرفت.

 

 

اين تيم مرفه دولتي براي دومين بار در چند ماه اخير، چك 400 ميليوني را از

 

 

امور مالي سازمان تربيت بدني گرفت تا از چك 90 ميليون توماني قبل فقط سه

 

 

روز بگذرد. مصطفوي كه بريز‌و‌بپاش‌هاي دولتي را از همين حالا چاشني مديريتش

 

 

كرده، اهداف كوتاه مدت قهرماني را پيش گرفته تا همان راهي را رفته باشد كه

 

 

غمخوار، انصاري فرد و كاشاني رفته‌اند.

 

 

او كه با پشتوانه‌اي به اسم علي آبادي يك تيم ملي را در

 

 

پرسپوليس جمع كرده، يك فهرست جديد و بلند بالا از بدهي

 

 

درست كرده كه در آينده‌اي نه چندان دور دامن اين تيم را

 

 

مي‌گيرد چراكه از مديريت سازمان تربيت بدني فقط يك سال مانده

 

 

و اساس مديريت مصطفوي بعد از اين يك سال رونمايي مي‌شود؛

 

 

زماني كه ديگر كسي براي كمك نمانده است.

 

    

      

  

 


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:9:0 تاریخ ارسال :پنجشنبه 27 تیر1387


پيامدهاي دخالت دولت در فوتبال


پيامدهاي دخالت دولت در فوتبال
 
 
ليگ بايد جذاب باشد، با هيجان و پر از تماشاگر. بازي بدون تماشاگر به درد نمي‌خورد.

درصد زيادي از هيجان يك مسابقه به تعداد تماشاگرانش برمي‌گردد. مسابقه‌اي كه تماشاگر نداشته باشد روح ندارد. با اين حساب مي‌شود گفت كه اكثر مسابقات تيم‌هاي تهراني بدون روح هستند.

جدا از استقلال و پرسپوليس، كدام تيم تهراني را سراغ داريد كه هوادار داشته باشد؟ دقت كنيد هوادار با تماشاگر فرق مي‌كند. هوادار دلش براي تيم مي‌سوزد، پيگير نتايجش است و آن را دوست دارد. اما تماشاگر كسي است كه ممكن است حتي براي گرفتن يك تي‌شرت و سانديس به ورزشگاه رفته باشد. متاسفانه تماشاگران بازي‌هاي تيم‌هاي تهراني اكثراً با همان سيستم تي‌شرت و سانديس وارد ورزشگاه مي‌شوند.

پس اصلاً بد نيست كه تيم‌هاي بدون هواداري مانند صباباتري،‌پيكان و راه‌آهن جايشان را به تيم‌هاي شهرستاني بدهند. به هر‌حال در شهرستان‌ها مثل تهران نيست كه دو تيم بزرگ داشته باشند و كسي طرف بقيه تيم‌ها نرود. وقتي در كرمانشاه، شيرين‌فراز ليگ‌برتري يا حتي ليگ يكي مي‌شود. همه هوادار اين تيم مي‌شوند و بدون اينكه انتظار گرفتن سانديس و تي‌شرت داشته باشند برايش به ورزشگاه مي‌روند. وقتي شهيد قندي يزد ليگ برتري شد كل شهر يزد متحول شد.

همه وارد حال‌وهواي فوتبال شدند و يك موج جديد در شهر به راه افتاد. اما راه‌آهن، صباباتري و پيكان كي توانسته‌اند چنين موجي به شهر بدهند؟ اصلاً كي توانسته‌اند توجه بيش از يكي‌دوهزار نفر را به  خود جلب كنند؟ براي همين است كه نبودن اين تيم‌ها در تهران، ضربه‌اي به فوتبال نمي‌زند. ضربه كه هيچ، شاد نبودن آنها حتي مفيد هم باشد. هيچ‌كس نمي‌تواند بگويد پيكان را به تراكتورسازي تبريز ترجيح مي‌دهد. به محض اينكه اسم تراكتورسازي مي‌آيد، همه به ياد هواداران اين تيم مي‌افتند؛ هواداراني كه حتي برف نيم‌متري هم مانع رفتن آنها به ورزشگاه نمي‌شود. مطمئناً ليگ جذاب‌تري خواهيم داشت وقتي كه پرسپوليس و استقلال به جاي بازي با تيم‌هايي مثل راه‌آهن و پيكان با تراكتورسازي و نفت بازي كنند. يا با نماينده ساري يا هر تيمي كه شهرستاني باشد. همه اينها درست، اما راه‌آهن و پيكان تحت چه شرايطي بايد جايشان را به اين تيم‌هاي شهرستاني بدهند؟

واقعاً كار درستي است كه راه‌آهن و پيكان را همين‌طوري به شهرستان‌ها منتقل كنند؟ اين درست كه نبودن آنها در ليگ برتر احتمالاً به سود فوتبال است، اما نبايد حق آنها را ناديده گرفت. اگر قرار بود آخر فصل صباباتري را به قم بدهند، پيكان را به تراكتورسازي و راه‌آهن را به ساري، چرا مسابقات ليگ برگزار شد؟ چرا يك سال تمام 24 تيم ليگ يكي و 18 تيم ليگ‌برتري را سركار گذاشتند كه براي رسيدن به ليگ برتر و ماندن در اين ليگ تلاش كنند؟مگر همين تراكتورسازي نبود كه در رقابت با هم‌گروه‌هايش كم آورد و در ليگ يك جا زد؟ مگر همين راه‌آهن نبود كه شرايط بدي در ليگ برتر داشت و به زور خودش را در اين ليگ نگه داشت؟ چطوري مي‌شود ناكامي مديران و مجموعه تراكتورسازي را ناديده گرفت و يك‌دفعه امتياز پيكان را به آنها داد؟

هنوز هم تاكيد مي‌كنيم كه بودن تراكتورسازي در ليگ برتر خيلي بهتر از بودن پيكان است. اما نه اين‌طوري. ليگ برتري شدن تراكتورسازي فقط با رقابت و موفقيت اين تيم جالب است. يعني تراكتور يك سال خوب كار كند و به ليگ برتر برسد. نه اين‌كه به واسطه دخالت‌هاي افراد سياسي صاحب يك تيم ليگ‌برتري شود. ورزش جاي رقابت است. تراكتور و همه تيم‌هاي شهرستاني بايد با رقابت سالم به ليگ برتر برسند. اصلاً جنبه خوبي ندارد كه به خاطر دخالت‌هاي دولت، سرنوشت چند تيم و چند شهر، عوض شود. بله؛ دخالت‌هاي دولت.

اين بديهي‌ترين شكل دخالت دولت در فوتبال است. واضح‌تر از اين نمي‌شود كه رئيس هيات فوتبال تبريز بگويد؛ «رئيس‌جمهور دستور داده از تهران فقط استقلال و پرسپوليس در ليگ برتر شركت كنند.» مي‌دانيد همين حرف مي‌تواند چه تبعاتي براي فوتبال ايران داشته باشد؟ دفعه قبل كه فيفا فوتبال ايران را تعليق كرد به خاطر همين دخالت‌ها بود. تازه آن زمان دخالت‌ها كمتر و غيرمحسوس‌تر از اين بود. اينكه حتي رئيس‌جمهور هم دوست داشته باشد فوتبال ايران رونق‌ بگيرد قابل درك است. اما احساس تنها چيزي است كه منطق را زير سؤال مي‌برد. هر چيزي راهي دارد. مي‌شود به جاي اين كارها امكانات بيشتري در اختيار تيم‌هاي شهرستاني قرار داد تا با رقابت و سربلندي به ليگ‌برتر برسند، نه اينكه شرمسار و خجالت‌زده، سرشان را پايين بيندازند و امتياز يك تيم ديگر را بگيرند.


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:8:49 تاریخ ارسال :پنجشنبه 27 تیر1387


انشا فوتبالي


انشا  فوتبالي

 

ابتدا پدرم از موضوع انشاء بسيار تعجب كرد، اما هنگامي كه برايش توضيح دادم معلم ورزش ما معلم هنر

 

و انشايمان هم هست، قول داد به مانند سال هاي گذشته

 

 

در نوشتن انشاء كمك كند.

 

 

پدرم مي گويد دوست ندارد «سپاهان» قهرمان بشه، چون آنها امسال به جام باشگاهها

 

 

  رفته اند و نامرديه آنها دوبار پشت سر هم به آسيا برن! و واسه استقلال و پرسپولیس شاخ بشن...

 

 

پدرم مي گويد دوست نداره «سايپا» قهرمان بشه، چون اگر سايپا قهرمان بشه،.علی دایی دیگه بی خیال

 

سایپا نمیشه و میخواد باهاش تموم جامهای اسیایی و جهانی رو فتح کنه پس سایپا قهرمان نشه بهتره... تیم

 

ملی ما با سرمربی یه شغله نتیجه نمیگیره دیگه خدا عاقبتمونو به خیر کنه با مستر دایی

 

 

پدرم مي گويد دوست نداره «استقلال تهران» قهرمان بشه، چون اگر اين اتفاق بيفتد، دوباره یادشون میره

 

اسمایه بازیکناشونو بفرستن و دوباره ضایع بازی میشه به قول علی کریمی فدراسیون همین جوریش ضایع

 

است دیگه.. ..بیخیال !! البته قهرمانی استقلال در جام حذفی بلامانع است!

 

 

پدرم مي گويد دوست ندارد «استقلال اهواز» قهرمان شود، چون در اينصورت شايد اماراتي ها فيروز كريمي

 

را ببرند پيش تيم هاي خودشان و كسي نمي مونه تا ما بهش بخندیم...! البته این در صورتیه که دوباره به

 

استقلال اهواز اهواز برگرده که برگشته !! عجب رویی داره این فیروز خان خداییش

 

 

در اين جاي انشا بودم كه به پدر بزرگوارم يادآوري كردم موضوع انشا اين است كه دوست داريد چه تيمي

 

قهرمان شود نه اينكه دوست داريد چه تيم هايي قهرمان نشوند!

 

 

پدر كمي فكر كرد و گفت بنويس من دوست دارم «پرسپوليس»قهرمان بشه،واسه اینکه اگه قهرمان نشه

 

احتمالا 10 تا سربار کور میشه...400-500 تا اتوبوس شیشه هاش میاد پایین...صندلیهای استادیوم کنده

 

میشن...نصف استادیوم سکته ناقص میکنن و نصفه دیگه کامل...افسردگی نصف جامعه رو فرا

 

میگیره...البته همه این اتفاقات عجیب غریب افتاد ..

 

 

بعد ار قهرمانی پرسپولیس تعدادی از هوادارانه این تیم از شدت خوشحالی زمینو گاز میگرفتن دیده شدن که

 

توسط شهداری جمع آوری و به مناطقی که آسفالت نداره برده شدن

 

 

در آخر دیدم  پدرم بنده خدا راست میگه منم تو انشام نوشتم من دوست دارم پرسپولیس قهرمان بشه

 


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:19:14 تاریخ ارسال :سه شنبه 25 تیر1387


نقل و انتقال هاى داغ داغ در فصل داغ


نقل و انتقال هاى داغ داغ در فصل داغ
 
ميثم بشيرنژاد
شايد انتخاب گلچينى از بهترين بازيكنان، آرزوى هر مديرعامل و سرمربى براى بستن تيمشان در فصل آينده باشد. در اين بين براى ميسر شدن اين امر روابط عمومى و ارتباطات قوى مديران باشگاه ها و به تبع آن نقش واسطه ها ودلال ها پررنگ تر به چشم مى آيد. پرداخت پول هنگفت هم مى تواند همه چيز را تحت الشعاع قرار دهد از جمله عرق و تعصب به رنگ پيراهن. اين است كه عوامل مختلفى براى انتخاب تيم جديد بازيكنان دخيل است.در بازار بورس فوتبال رقابت بين بازيكنان بسيار چشمگيرتر از قبل شده است. رسيدن به جايگاه اجتماعى مناسب و مقبوليت و محبوبيت از يكسو و به دست آوردن هر آنچه در حيطه ماديات جا مى گيرد محركى بسيار قوى براى نوشتن يك قرارداد جديد و انتخاب باشگاه به شمار مى رود. مى توانيم وجود بازيكنانى كه به پيراهن باشگاهى خود متعصب هستند را بسان يك داستان تاريخى بدانيم كه حالا براى همه مثل خاطره است.

بمب تركاندن
امسال راهيابى تيم هاى ريشه دار و مردمى به جام باشگاه هاى آسيا انگيزه اى شده است كه مديران اين تيم ها قدرت و توانايى جذب بهترين هاى فوتبال را به رخ همديگر و ساير حريفان بكشند. استفاده همه جانبه از تمام نيروها و امكانات و ارتباطات بسيار قوى ولو از جنبه شخصى اين فرصت را در اختيار يك مدير قرار مى دهد تا در فصل جابه جايى ها تمام خواسته هاى خود را ديكته كند.
آنچه كه اكنون در ليگ برتر رايج شده تركاندن بمب هاى خبرى از سوى يك مدير براى به مبارزه طلبيدن مدير رقيبش است تا با خريدهاى چند صد ميليونى براى به چنگ آوردن يك بازيكن به ظاهر موجى از رعب و وحشت را روانه اردوى حريف كند. شايعه و دامن زدن به اين مسأله كه فلان بازيكن همزمان در چند باشگاه حاضر شده و قرارداد داخلى منعقد كرده و متعاقب آن باشگاه ديگر ادعا مى كند كه بازيكن مزبور را با مبلغى بالاتر از باشگاه رقيب در اختيار گرفته اين سوال را در ذهن افكار عمومى به وجود مى آورد كه اين همه اخبار ضد و نقيض و بازارگرمى و نقل محافل شدن از كجا آب مى خورد.

مربيان هم جولان نمى دهند
بازار نقل و انتقال فقط مختص بازيكنان نيست و در اين ميان بيشتر مواقع پيوستن يك مربى چه از نوع داخلى يا خارجى اش به يك تيم مى تواند به مراتب پر سر و صدا تر از جابه جايى بازيكنان باشد. نكته جالب تر اينكه در جريان انتقالات مربيان در گير و دار حواشى اسير مى شوند تا آنها هم مثل بازيكنان جوان شان درگير شايعات عقد قرارداد خود شوند. مربيان در اين فصل جاى ثابتى در اخبار نقل و انتقالات داشتند.
يك مربى خود را محق مى داند مبلغ قابل توجهى را دريافت كند چرا كه به غير از مسائل مادى و استرس و فشارهايى كه متحمل مى شود نوك پيكان انتقادات به خصوص در ناكامى ها به او ختم مى شود ولى نبايد غافل شد كه در اينجا فراتر از درس هاى فنى و تاكتيكى، درس اخلاقى مربى يا معلم است كه به عنوان الگو تا سال ها در ذهن شاگردش به يادگار مى ماند. آيا مربيان ما به لحاظ رفتارى و شخصيتى هم خود را ارتقا مى دهند آيا پذيرفته اندكه همه چيز شركت در كلاس هاى مربيگرى نيست !

قربانيان نقل و انتقال
بسيارى از بازيكنان جوان و با آتيه با ارائه بازيهاى قابل قبول در يك فصل خود را مطرح مى كنند و متاسفانه به دنبال آن مسير فوتبال شان را به دست واسطه ها ودلالان مى سپارند و براى انتخاب تيم آينده خود درصدد گرفتن مبالغ كلان و سپس لژيونر شدن هستند. البته در موارد نادرى واسطه ها مى توانند نقش سكوى پرتاب را براى يك بازيكن جوان ايفا كنند.
بازيكنان جوان با توجه به شور و نشاط و پتانسيلى كه دارند بسيار بى تابى مى كنند كه به سرعت پله هاى موفقيت را طى كنند غافل از اينكه در مسير ترقى آنها گرگ هايى در لباس ميش در كمين نشسته اند. بسيارى از دلالان با وعده لژيونر شدن درصددند كه به خاطر منافع خود به هر طريقى آنها را تخريب كنند. در همين چند سال اخير براى تعداد زيادى از بازيكنان جوان و مطرح فوتبال اين اتفاق به وفور افتاده است.
اين دست از بازيكنان پس از محبوبيت در يك مقطع زمانى به يكباره از صحنه فوتبال گم مى شوند و تنها راه علاج خود را گرفتن پول و مبالغ زياد مى دانند.
مطمئنا بازيكن جوانى كه براى انتخاب باشگاه و تيم جديدش زمام امور خود را به دست افراد غير فوتبالى مى سپارد در واقع تيشه به ريشه خود مى زند تا عمر فوتبالى اش را به كمتر از نصف كاهش دهد.


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:10:12 تاریخ ارسال :سه شنبه 25 تیر1387


وقتى برق مى رود


وقتى برق مى رود
۱- برق نداريم طبيعتاً وقتى اين را نداريم آن را هم نداريم يعنى كولر هم نداريم... طبيعتاً وقتى اين ۲ تا را نداريم سومى را هم نداريم يعنى«حال» نداريم. گرماى هوا هم كه به ۵۰ رسيده و همه مشغول باد زدن خود هستند. وسط اين همه عرق كه از پيشانى تا نوك پا را- مثل تورهاى جهانگردى المپيك كه دوباره قرار است به«رفيق و رفقا» برسد - طى مى كند، وسط اين هجمه كاغذ رو به روى صورت كه براى توليد باد و ايجاد خنكى تكان تكان مى خورد- يعنى تكان تكان مى خورد- كى حالش را دارد كه پيگيرى خبر كند؟
۲- حيف كه برق نداريم. حيف كه همزمان با برق، كولر و  حال هم نداريم وگرنه به جان خودمان و خودتان مى خواستيم يك مطلب كار درست قشنگى در مورد اين مصاحبه هاى «داريوش مصطفوى» بنويسيم كه چپ و راست مصاحبه مى كند و مى گويد «استقلال را چهارتايى مى كنيم!» ببينيد آش چقدر شور شده كه از سازمان تربيت بدنى هم زنگ زده اند و يقه آقاى مديرعامل را گرفته اند كه پسر خوب! روى آن صندلى ننشانديمت كه عليه تيم خودمان مصاحبه كنى؟! باور كنيد از صبح تا همين چند لحظه قبل داشتيم به اين مطلب فكر مى كرديم و خودمان را براى نوشتنش آماده مى كرديم كه برق رفت. برق هم كه برود يك اتفاقاتى مى افتد كه آدم بى خيال نوشتن اين مطالب مى شود. بالاخره نمى شود كه با دو دست خودتان را باد بزنيد و همزمان هم مطلب بنويسيد.
۳- حيف كه برق نيست. حيف كه برق نيست وگرنه در مورد بازگشت «على اميرى» به باشگاه استقلال هم يك مطلب درستى مى نوشتيم. مثلاً مى نوشتيم فتح الله  زاده عجب مديرعاملى است كه «بهرام اميرى» را مى دهد و «على اميرى» را مى گيرد. البته طفلى تقصيرى ندارد. بالاخره على هم رفيق «اميدوار» است و بشر هم با «اميد» زنده است. اگر اميدوار نبود الان على فتح الله زاده هم در باشگاه نبود. اصلاً ولش كن!  چرا خودت را اذيت مى كنى؟ شايد دلشان بخواهد «مقداد نجف نژاد» را هم بياورند و ارسال ليست به آسيا را به عهده او بگذارند. به شما چه مربوط؟ شما خيلى هنر دارى، خودكار را ميگذارى زمين و خودت را دو دستى باد مى زنى كه عرق نريزى!
۴- حيف ... حيف كه كمبود برق دست و پاى همه را بسته وگرنه يك مطلب مبسوطى در مورد قرعه كشى ليگ برتر و فرمايش آن عزيزى كه تهديد كرده بود ۲ تيم ذوب آهن و مقاومت را از ليگ حذف مى كند، مى نوشتيم اما حيف كه برق نيست و كولرنيست و... حس و حالش هم نيست. باد بزن را بچسبيد!


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:9:52 تاریخ ارسال :سه شنبه 25 تیر1387


دلايل سانسور ۴۰ دقيقه اى فيلم مردان پرسپوليس


دلايل سانسور ۴۰ دقيقه اى فيلم مردان پرسپوليس
فيلم «مردان پرسپوليس» ۹۰ دقيقه بود كه با سانسور قسمت هايى از آن تبديل به يك مستند ۵۰ دقيقه اى شد. در اين فيلم صحنه هايى چون شوخى شيث در هواپيماى تهران - شيراز، قسمت هايى از حرف هاى قطبى در تمرينات، تصاويرى كه بيشتر مربوط به نيكبخت بود و... حذف شده است. يكى از كسانى كه دستى بر آتش دارد در اين ارتباط مى گويد اگر اين صحنه ها از فيلم مردان پرسپوليس حذف نمى شد، فيلم مجوز نمى گرفت و وارد شبكه توزيع نمى شد. برخى از صحنه هاى حذف شده هم مربوط به شوخى هاى بازيكنان بوده كه كمى مورد داشته و...


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:9:22 تاریخ ارسال :سه شنبه 25 تیر1387


نه سپاهان نوين، نه فولاد امروز تيم «X » قرعه كشى مى شود


نه سپاهان نوين، نه فولاد
امروز تيم «X » قرعه كشى مى شود
در مراسم قرعه كشى مسابقات ليگ برتر باشگاه هاى كشور كه امروز در فدراسيون فوتبال برگزار مى شود شاهد يك اتفاق جالب خواهيم بود و آن حضور تيم «X » در قرعه كشى است!تيم «X» همان تيم سپاهان نوين است كه به فولاد واگذار شده اما هنوز نامه خروج از استان خود را دريافت نكرده به همين دليل جاى آنكه نام سپاهان نوين يا فولاد در قرعه كشى لحاظ شود نام تيم «X » را در قرعه كشى استفاده مى كنند تا بعداً تكليف نهايى كار مشخص شود، بخصوص كه از نظر فدراسيون تيمى كه به ليگ برتر صعود كرده سپاهان نوين است .


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:9:17 تاریخ ارسال :سه شنبه 25 تیر1387


حامد كيانى راد در سپاهان


حامد كيانى راد در سپاهان
حامد كيانى راد مهاجم فصل گذشته تيم فوتبال نيروى زمينى تهران براى حضور در تمرينات تيم فولاد مباركه سپاهان به تركيه رفته است. در صورت مساعد بودن نظر فيرات در مورد كيانى بعد از بازگشت تيم سپاهان از تركيه قرارداد وى ثبت خواهد شد.


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:9:6 تاریخ ارسال :سه شنبه 25 تیر1387


نامه چرخابى و بازيكنان سپاهان نوين به نماينده مردم اصفهان


نامه چرخابى و بازيكنان سپاهان نوين به نماينده مردم اصفهان
ديروز حسين چرخابى و بازيكنان سپاهان نوين با ارسال نامه اى به دكتر كامران نماينده مردم اصفهان در مجلس شوراى اسلامى خواستار بازگشت امتياز سپاهان نوين به اصفهان شدند و اعلام كردند كه حاضرند با امتياز «چيكاسپاهان» در ليگ برتر بازى كنند تا ديگر بحث هاى مربوط به همنام بودن سپاهان مشكل ساز نشود!


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:8:59 تاریخ ارسال :سه شنبه 25 تیر1387


اگر من جاى على آبادى بودم تصمیم برای سپاهان نوین


اگر من جاى على آبادى بودم

نابرده رنج هم گنج ميسر مى شود!

سپاهان نوين در فوتبال ايران يك استثنا به شمار مى رود.
اين تيم كه كار خود را از ليگ جوانان شروع كرد از همان ابتدا نشان داد كه يك تفكر قهرمانى منسجم پشت تمامى برنامه هايش دارد.
سپاهان نوين در ادامه در ليگ استانى (اصفهان) و ليگ ۲ به مقام قهرمانى دست يافت و سر از ليگ دسته اول درآورد. در اين ليگ نيز با وجود تمامى موانع و مشكلات و ندارى ها توانست سربلند باشد و به ليگ برتر صعود كند.
با اين حساب بايد اذعان داشت كه سپاهان نوين هميشه شاگرد اول بوده است.
جالب است بدانيد
سپاهان نوين هميشه با يك بودجه اندك و دادن حقوق ناچيز به بازيكنان اغلب جوان خود كارهاى ناممكن را ممكن كرده. علت اصلى اين امر نيز برنامه ريزى دقيق مديران اين تيم و غيرت و پشتكار بازيكنان بوده است.
اينگونه بود كه سپاهان نوين خود را تا قله ليگ دسته اول بالا كشيد
و از آن بالا به ليگ برتر سلامى گرم داد اما پاسخى نشنيد.
بازيكنان اين تيم كه هر شب خواب حضور و درخشش در ليگ برتر را مى ديدند براى اينكه خوابشان تعبير شود
به هر درى زدند و با هر ندارى ساختند تا اينكه سرانجام به رؤياى خود دست يافتند.
آنان تمامى سختى ها را به جان خريدند و رنج بردند تا در نهايت به گنج (ليگ برتر) برسند.


اما اين گنج دودستى تقديم نابرده رنجى شد كه خود نشان داده بود استحقاق داشتنش را ندارد.
بله! هر ازگاهى هم نابرده رنج گنج ميسر مى شود.

آقايان تمامى تلاش ها، آرزوها و جوانى بازيكنان سپاهان نوين را ناديده گرفتند
و امتياز ليگ برترى تيم آنان را به فولاد خوزستان فروختند.
لابد مى خواستند براى آن همه پولى كه فولادى ها خرج كرده بودند پاداش بدهند!
البته خوزستانى ها براى خريد اين پروانه ليگ برترى غير از پول كلانى كه طى يك فصل دود نمودند،
كلى هم پول پرداخت كردند.


همه اين مطالب را نوشتيم تا برسيم به حرف هاى دل يك كارشناس دلسوز فوتبال؛

من اگر جاى محمدعلى آبادى، رئيس سازمان تربيت بدنى بودم به جاى اينكه بگويم هر استانى نبايد بيش از ۲ سهميه ليگ برترى داشته باشد
( البته بعدها از جانب وى تكذيب شد)

هرگز اجازه نمى دادم امتياز سپاهان نوين از اصفهان به مقصد خوزستان خارج شود.

اگر من جاى على آبادى بودم به عنوان پدر ورزش ايران سرى به محل تمرين سپاهان نوين مى زدم و بر سر بازيكنان حالا دلشكسته اين تيم دست نوازش مى كشيدم
و چهره درهم آنان را مى بوسيدم.

سپاهان نوين در حالى ميان غول هاى پولدار ليگ دسته اول جواز حضور در ليگ برتر را به دست آورد كه معدل سنى بازيكنانش ۱۹ سال بود.
آنها واقعاً كار بزرگى انجام دادند.
آنان واقعاً از جنس فوتباليست هاى قديمى ايران هستند كه با ندارى مقابل تمام پولدارها ايستادند
و موفق هم شدند.
سپاهان نوين در عصر بى تفاوتى و تنبلى كه پول هر مشكلى را حل مى كند
بدون تكيه بر پول و بودجه كلان، كار بزرگى انجام داد و قدرت سرمايه را در فوتبال و مستطيل سبز زير سؤال برد.

با اين تفاصيل اگر جاى على آبادى بودم همين حالا جلوى انتقال پروانه ليگ برترى سپاهان نوين را به خوزستان مى گرفتم تا ارزش ها در فوتبال زير سؤال نرود.
اگر جاى على آبادى بودم اجازه نمى دادم با فروش امتياز سپاهان نوين به فولاد، اعتبار فوتبال سرزمينى كه زمانى مهد فوتبال ايران، برزيل ايران و سرزمين طلاى فوتبال بود زير سؤال رود.
شايد برخى بر اين باور باشند كه فولاد با صاحب شدن پروانه ليگ برترى سپاهان نوين مى تواند در ليگ برتر از اعتبار خوزستان در مستطيل سبز دفاع كند
اما بهتر است همگان بدانند شروع اين حركت خود باختى است نا بخشودنى كه در تاريخ فوتبال پربار خوزستان ثبت خواهد شد.

من اگر جاى رئيس سازمان تربيت بدنى بودم به اصل ۴۴ قانون اساسى وفادار مى ماندم و به پروسه خصوصى سازى در عرصه فوتبال نيز سرعت مى بخشيدم. اگر جاى على آبادى بودم وقتى يك شركت خصوصى پاى به عرصه فوتبال مى گذاشت تا با حمايت مالى سپاهان نوين، سرمايه جديدى را به فوتبال تزريق كند هرگز به خود اجازه نمى دادم تا تلاش هاى اين شركت خصوصى راه به جايى نبرد. هرگز به خود اجازه نمى دادم فولاد خوزستان شكست خورده در ليگ دسته اول، به واسطه پول بيت المال دوباره در ليگ برتر قد علم كند. روى چه حسابى بايد اجازه مى دادم با تحميل هزينه هاى كلان، فولاد ليگ برترى شود؟
اگر به جاى على آبادى بودم به جاى صدور اجازه انتقال امتياز سپاهان نوين به فولاد خوزستان سراغ آن جوان ۱۷ ساله اى مى رفتم كه گل برترى سپاهان نوين را به استيل آذين تحميل كرد و جواز صعود را تقديم استان اصفهان كرد.
او نيز همانند ديگر بازيكنان سپاهان چه شب هايى كه خواب ليگ برتر را مى ديد و سرانجام به رؤيايش واقعيت بخشيد اما آخر سر به حكم جبر روزگار تمام آرزوهاى جوانى اش را دفن شده مى بيند

. لابد او هم به مانند ديگر بازيكنان سپاهان نوين، از برترى مقابل استيل آذين كه خود نيز كلى ريخت و پاش كرده بود پشيمان است.

چرا كه اگر تيم استيل آذين ليگ برترى مى شد، روح آنان اين همه آشفته نمى شد و آزار نمى ديد.من اگر جاى على آبادى بودم حق را به حقدار مى دادم. بالاخره اگر من جاى على آبادى بودم دل ورزشكاران جوان و واقعى سرزمينم را به دست مى آوردم


نوشته شده توسط : ساناز ساعت:8:55 تاریخ ارسال :سه شنبه 25 تیر1387